نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: مروري بر مهم ترين آثار داستاني منتشر شده در سال 87

  1. #1
    همکار پرشین تیم سیب سبز آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    کره خاکی
    نوشته ها
    3,059
    سپاس ها
    2,548
    سپاس شده 4,718 در 2,171 پست

    مروري بر مهم ترين آثار داستاني منتشر شده در سال 87

    مروري بر مهم ترين آثار داستاني منتشر شده در سال 87

    محاکمه

    رمان در سال 87 با «محاکمه» آغاز شد. با اين جمله ثبت شده در حافظه تاريخ رمان؛ «بي شک کسي به يوزف کا. تهمت زده بود، زيرا بي آنکه از او خطايي سر زده باشد، يک روز صبح بازداشت شد.» اين جمله اکنون يکي از مشهور ترين و به يادماندني ترين آغازها در تاريخ رمان است. امسال ترجمه جديد «محاکمه» کافکا اولين رمان کلاسيکي بود که منتشر شد و به نمايشگاه کتاب رسيد. «محاکمه» يک بار سال ها پيش توسط حسينقلي جواهرچي به فارسي ترجمه شده بود. بعدها بار ديگر امير جلال الدين اعلم اين رمان را ترجمه کرد. اما ترجمه علي اصغر حداد از «محاکمه» اولين ترجمه از متن آلماني اين رمان بود. اين ترجمه را امسال نشر ماهي منتشر کرد که پيش از اين هم ترجمه حداد از داستان هاي کوتاه فرانتس کافکا را منتشر کرده بود. «محاکمه»، رماني است که مثل خيلي از رمان هاي کلاسيک بر آن تفسيرهاي گوناگوني نوشته شده است. برخي آن را به صورت نقدي بر سيستم بوروکراتيک ديده اند. گروهي بر آن تفسيرهاي فلسفي نوشته اند. گروهي به يهودي بودن کافکا ربطش داده اند و گروهي هم شکل گيري حکومت هاي توتاليتر را در آينده (البته آينده کافکا نه آينده منتقدان و مفسران اين رمان)در اين رمان و ديگر آثار کافکا ديده اند و گروهي هم آن را بيش از حد شخصي کرده و صرفاً به مسائلي چون فسخ نامزدي کافکا با فليسه بائر ربطش داده اند و با اين قبيل تفسيرها به قول کوندرا با باقي گذاشتن تنها يک زمينه براي کافکا «او را به درون پس زمينه کوچک کوچک کوچک زندگينامه اش پرتاب مي کنند، دور از تاريخ رمان، بسيار دور از هنر.» (از وصاياي تحريف شده، ترجمه کاوه باسمنجي)

    سرخ و سياه

    بعد از محاکمه «سرخ و سياه» استاندال دومين و البته آخرين رمان کلاسيکي بود که امسال با ترجمه يي جديد منتشر شد. «سرخ و سياه» پيش از اين با ترجمه عبدالله توکل منتشر شده بود. امسال نشر مرکز ترجمه مهدي سحابي از اين رمان را منتشر کرد. «سرخ و سياه»رماني است که قهرمان آن يعني ژولين سورل همچون دن کيشوت، راسکولنيکوف، اما بواري و راستينياک يکي از مشهورترين و به يادماندني ترين شخصيت هاي تاريخ رمان است. شخصيتي که مي توان بحق او را الگوي برخي از شخصيت هايي که بعدها در تاريخ رمان اروپايي ظاهر شدند به شمار آورد. او پدر معنوي بسياري از شخصيت هاي پس از خود است؛ حتي شايد به نحوي پدر معنوي بسياري از شخصيت هايي که در تضاد و تقابل با او در رمان اروپايي ظاهر شدند. استاندال «سرخ و سياه» را با الهام از حادثه يي که شرح اش در روزنامه آمده بوده نوشته است. حادثه قتل معشوقه يک روستازاده به دست او. اما اين حادثه در رمان استاندال به جنگ طبقات اجتماعي پيوند خورده است. ژولين سورل ناخوانده طرد شده يي است که وارد طبقه مسلط شده و در نهايت بنا به حکم همين طبقه مسلط به اعدام محکوم مي شود. او مزاحمي است که بايد هرچه زود تر نابود و به فراموشي سپرده شود. استاندال با تبديل کردن روستازاده يي قاتل به آدمي چون ژولين سورل، از آن روستازاده صفحه حوادث روزنامه يک به قول لوکاچ، چهره مرکزي مي سازد که ديگر چهره ها حول محور او بازنمايي و سازماندهي مي شوند و خود را با تمام ظرفيت هايشان افشا مي کنند؛اتفاقي که شايد اگر قهرمان رماني چون «سرخ و سياه» هر کسي به جز ژولين سورل بود، نمي افتاد. شبحي از چهره ژولين سورل را پشت چهره بسياري از شخصيت هاي رمان هاي بعدي از راسکولنيکوف «جنايت و مکافات» تا مورسوي «بيگانه» و حتي شخصيتي چون قهرمان رمان تونل ارنستو ساباتو جست وجو کرد. بدون شک بسياري از مهاجمان بزرگ تاريخ رمان هر يک به نحوي مهر «ژولين سورل» را بر پيشاني دارند.

    فرار کن، خرگوش

    انتشار اولين رمان جان آپدايک در ايران همزمان شد با مرگ اين نويسنده امريکايي. نويسنده يي جدي، با سبک و زباني پيچيده، پر از طنز اما بدون لودگي. آپدايک اگر نه همتاي نويسندگان بزرگ کلاسيک امريکايي، دست کم يکي از فرزندان خلف آنهاست و اين خصلتي است کمياب ميان همنسلان و نويسندگان امريکايي پس از او. «فرار کن، خرگوش» اولين رمان منتشر شده از آپدايک در ايران است. پيش از اين تنها برخي قصه هاي کوتاه او جسته و گريخته در ايران ترجمه و منتشر شده بود و سرانجام امسال کمي پس از مرگ آپدايک، «فرار کن، خرگوش»اش با ترجمه سهيل سمي - که سال گذشته اولين رمان جان بارت را هم ترجمه کرده بود - توسط نشر ققنوس منتشر شد. «فرار کن، خرگوش» ماجراي فرار هري خرگوش - قهرمان مشهور مجموعه يي از رمان هاي جان آپدايک - از خانه است. هري خرگوش يک فروشنده لوازم خانگي است که به دليل زندگي زناشويي آشفته و کلافگي از دست زن الکلي اش از خانه فرار مي کند و پس از گم شدن در جاده هاي امريکا در جست و جوي رستگاري به سراغ مردي مي رود که در روزگار نوجواني هري، مربي بسکتبال او بوده است و اکنون در اتاق زيرشيرواني يک بار زندگي مي کند. مربي، هري را با زني به نام روت آشنا مي کند و... «فرار کن، خرگوش» پر از نشانه هاي زندگي امريکايي و مضحکه اين نشانه ها است بي آنکه در هيچ جاي رمان اين مضحکه به خوشمزگي هاي پيش پاافتاده و اغراق آميز بدل شود. بين سطرهاي رمان گاه لحن تبليغات امريکايي و صد و چند توصيه براي خوشبخت زيستن و مانند اينها در اظهار نظرهاي مستقيم راوي به شيوه يي پنهان و زيرکانه تقليد شده است بي آنکه اين تقليد توي ذوق بزند.

    سفر در اتاق تحرير، اختراع انزوا و دفترچه سرخ

    امسال اقدام جالب و نامتعارف نشر افق، انتشار کتابي از پل استر با اخذ امتياز ترجمه و چاپ آن از ناشر اصلي آثار استر و چاپ آن با رعايت قانون کپي رايت بود. اين کتاب «سفر در اتاق تحرير» است که با ترجمه مهسا ملک مرزبان منتشر شده. گويا نشر افق قصد دارد رمان بعدي استر را نيز با همين امتياز منتشر کند. «سفر در اتاق تحرير»را مهسا ملک مرزبان ترجمه کرده است. و البته ترجمه احسان نوروزي از اين رمان هم با عنوان «سفر در اتاق کتابت» توسط نشر چشمه منتشر شده است. اين رمان گزارش لحظاتي از زندگي مردي است به نام آقاي بلنک که در يک اتاق محبوس است. اين اتاق در واقع به نوعي اتاق ذهن و تخيل آقاي بلنک به عنوان نويسنده يي است که در همين اتاق با مخلوقات خود ملاقات مي کند و تمام وقايع اين رمان کم حجم در محدوده همين اتاق مي گذرد.اما تقريباً سالي نيست که بيش از يک کتاب از پل استر در ايران منتشر نشود. نام اين نويسنده امريکايي که در اين سال ها در ايران به يکي از نويسندگان محبوب و پرطرفدار بدل شده امسال به جز سفر در اتاق تحرير با دو کتاب ديگر هم بر پيشخوان کتابفروشي ها به چشم مي آمد. يکي از اين کتاب ها اختراع انزوا بود که با ترجمه بابک تبرايي توسط نشر افق منتشر شد. اختراع انزوا در واقع خودزندگينامه يي است که با نوعي قصه پردازي مي آميزد. پدر استر در کانون روايت اين کتاب قرار دارد و کتاب با خاطره مرگ پدر آغاز مي شود. اختراع انزوا اولين کتاب پل استر است.

    پس باد همه چيز را با خود نخواهد برد و در روياي بابل

    بعد از انتشار ترجمه هاي صيد قزل آلا در امريکا و اتوبوس پير (به عبارت غيرايراني، انتقام چمن) بود که ناگهان تب براتيگان دوستي عود کرد و همچنان ادامه دارد. چنان که علاوه بر قصه هاي براتيگان شعرهايش هم به فارسي ترجمه شده است. البته ناگفته نماند که قبل از مد شدن براتيگان در ايران به صورت رسمي آثار اين نويسنده به طور پراکنده در نشريات ادبي سال ها پيش و همچنين در وبلاگ ها و سايت هاي ادبي ترجمه و منتشر شده بود. از اين ترجمه ها مي توان به ترجمه هاي بهمن فرسي از قصه هايي مثل قهوه و آب و هواي سانفرانسيسکو اشاره کرد. اما از کساني که پيش از اين سان فراگير شدن براتيگان در وبلاگ خود پرونده يي درباره اين نويسنده منتشر کردند مي توان از حسين نوش آذر نام برد که يکي از جدي ترين مترجمان براتيگان در فضاي مجازي بود و سرانجام ترجمه اش از «پس باد همه چيز را با خود نخواهد برد» اين نويسنده امسال توسط نشر مرواريد منتشر شد. «پس باد همه چيز را با خود نخواهد برد» ظاهراً آخرين رماني است که براتيگان پيش از شليک تير خلاص به خود، نوشته است. قهرمان اين رمان نوجواني است که بر سر يک دوراهي سرنوشت ساز و البته به شدت براتيگاني بين ساندويچ و اسلحه فروشي، فقط به اين دليل که آنقدرها گرسنه نيست مي پيچد سمت اسلحه فروشي و فشنگ مي خرد و آدم مي کشد. آدم کشتن اش هم داستان بامزه يي دارد. با دوستش مي روند شکار، و راوي نوجوان دوستش را با طاووس اشتباه مي گيرد و... البته طبق معمول بيشتر آثار ريچارد براتيگان بين روايت اين ماجراي اصلي راوي هزار آسمان و ريسمان به هم مي بافد و کلي قصه سر هم مي کند. البته برخلاف «صيد قزل آلا در امريکا»، اين بار به رغم همه قصه هاي فرعي يک قصه اصلي و مرکزي در رمان وجود دارد. همان طور که در رمان ديگري از براتيگان يعني «در روياي بابل»که آن هم امسال منتشر شد، اين قصه مرکزي وجود داشت. «در روياي بابل» را شايد بتوان يکي از سرراست ترين رمان هايي به شمار آورد که تاکنون از براتيگان به فارسي منتشر شده است. اين رمان ماجراي يک کارآگاه خصوصي بخت برگشته و آس و پاس و کلاشي است که قرار است با دزديدن يک جسد از سردخانه به سفارش يک زن که معلوم نيست جسد را مي خواهد چه کند پولدار شود اما دست آخر مي بيند که «درست سر جاي اولش» است «فقط با اين تفاوت» که صبح «يک جسد» در يخچال خانه اش نبوده است. براتيگان در اين رمان از سريال هاي تلويزيوني عامه پسند تا داستان هاي تخيلي و پليسي و منوي رستوران و عقده اديپ و هرچيز ديگري را که دستش آمده، دست انداخته و دستمايه شوخي ها و لودگي هاي خود قرار داده است؛ «در فکر آن روزي فرو رفتم که پدرم را کشته بودم. تا آنجا که يادم مي آمد، روز يکشنبه بود، هوا خيلي گرم بود، و يک سواري نوي مدل تي کنار خيابان، جلوي خانه ما، پارک کرده بود و من قبلاً سر وقت ماشينه رفته بودم و از نزديک ديده بودم چه ماشين نويي است. آن موقع من يک بچه کوچولو بودم و يک راست رفته بودم سراغ ماشين و دماغم را صاف گذاشته بودم رو گلگيرش، درست و حسابي بوش کرده بودم. به نظرم بهترين بوي دنيا بوي چيز هاي نو و آکبند است، حالا چه لباس باشد، چه ميز و صندلي، چه راديو، چه ماشين، و چه حتي لوازم خانگي مثل تستر يا اتو برقي. نو که باشند، براي من همگي بوي خوبي دارند. به هرحال در خاطراتم به صبح آن روزي برگشته بودم که پدرم را کشته بودم. تا آنجا پيش رفته بودم که يادم بيايد دماغم را روي گلگير يک ماشين مدل تي نوي نو گذاشته بودم که ناگهان حواس ام را به جاي ديگري دادم.» در روياي بابل را نشر چشمه با ترجمه پيام يزدانجو منتشر کرده است.

    داستان هاي ايتالو کالوينو

    بعد از مجموعه داستان هاي «کلاغ آخر از همه مي رسد» و «ابر آلودگي»، امسال سه کتاب ديگر از ايتالو کالوينو توسط انتشارات کتاب خورشيد منتشر شد. «سوداگري در ساخت و ساز»، «ابر آلودگي» و «چه کسي در دريا مين کاشت» عنوان اين کتاب هاست. اين سه کتاب مثل آن دو تاي قبلي جزء داستان هاي رئاليستي کالوينو هستند. در ايران کالوينو را پيش از ترجمه اين داستان ها بيشتر با رمان هايي مثل «اگر شبي از شب هاي زمستان مسافري»، «بارون درخت نشين» و قبل از همه اينها با ترجمه بهمن محصص از «ويکنت شقه شده اش» مي شناختند. اما کالوينوي رئاليست حکايتي ديگر دارد هرچند در بسياري از همين داستان هاي رئاليستي کالوينو رگه هاي فانتزي -که بعدها به يک عنصر اصلي در کار کالوينو بدل شد- در پس زمينه داستان ها و نوع نگاه او به واقعيت به چشم مي خورد. جنگ، طبقات حاشيه نشين شهر، سوداگران و بساز و بفروش ها، پارتيزان ها و فاشيست ها شخصيت هاي اصلي بسياري از داستان هاي رئاليستي کالوينو هستند. داستان هايي که خود کالوينو درباره شيوه نگارش برخي از آنها گفته است؛ «بسياري از داستان هايي که من و ديگران مي نوشتيم، قصه هايي بودند از شنيده ها، داستان هايي که از اتراقگاه هاي پارتيزان ها يا در کوپه هاي درجه سه قطار در اوائل دوران پس از جنگ، به گوش خود شنيده بوديم. حرکتي بود جمعي براي داستانسرايي، و نيز براي انتخاب روش ها و اشکالي براي روايت. مسلماً ديگر قادر نخواهم بود مثل آن روزها بنويسم» (از مقدمه کلاغ آخر از همه مي رسد)«سوداگري در ساخت و ساز» را مژگان مهرگان، «چه کسي در دريا مين کاشت» را اعظم رسولي و «ابر آلودگي» را آرزو اقتداري ترجمه کرده است.

    داستان هاي سوررئاليستي آلبرتو موراويا

    از سري داستان هاي ايتاليايي انتشارات کتاب خورشيد امسال دو مجموعه داستان هم از آلبرتو موراويا منتشر شد. مجموعه داستان هاي «يک چيز به هر حال يک چيز است» و «گوساله دريايي»، که هر دو در حال و هوايي متفاوت با مجموعه داستان هاي رمي اين نويسنده بودند که سال گذشته منتشر شده بود. قهرمانان مجموعه داستان «يک چيز به هرحال يک چيز است» از لحاظ جايگاه و طبقه اجتماعي شبيه همان قهرمانان داستان هاي رمي موراويا هستند با اين تفاوت که به قول مترجم کتاب «همان انساني که در داستان هاي رمي، در کوچه پس کوچه هاي رم زندگي مي کند، درگير محروميت ها، سختي ها و پيچيدگي هاست و هميشه نگاه به بيرون دارد. اما در يک چيز به هر حال يک چيز است آرام مي گيرد و مجال تامل در دنياي ديگري را مي يابد. او نگاه خود را از دنياي بيرون به دنياي درونش مي کشاند تا در هر داستان در قالب شخصيتي متفاوت، نقشي متفاوت از داستان هاي رمي را خلق کند؛ نقشي متفاوت اما مکمل که به آن نگاه بيروني معنا و مفهوم عميق تري مي بخشد.» يک چيز به هر حال يک چيز است را اعظم رسولي ترجمه کرده است.اما «گوساله دريايي» کلاً حکايتي ديگر دارد، حکايت آدم هاي موراويايي که اين بار رويا مي بينند و وارد قلمرو خيال مي شوند. موراويا در اين مجموعه قدم به عرصه اسطوره و افسانه و خيال گذاشته و شوخي ها و طنز گزنده خود را در اين عرصه گسترش داده است. شخصيت هاي گوساله دريايي گاه ناگهان از يک زمينه واقعي به زمينه يي خيالي پرتاب مي شوند و گاه موجودي افسانه يي يا موجودي که با جايي که در آن ظاهر شده هيچ سنخيتي ندارد (مثل تمساح در داستاني به همين نام) به دنياي آنها رسوخ و اين دنيا را به تمامي تسخير مي کند. در بسياري از اين قصه ها خواب و رويا قهرمانان اصلي هستند. شخصيت هاي اصلي بعضي از اين داستان ها نيز نه آدم هاي معمولي که شخصيت هاي باستاني اعصار کهن هستند. رضا قيصريه در مقدمه اين کتاب در توضيح تفاوت سوررئاليسم موراويا با سوررئاليسمي که آندره برتون بنيانگذار آن بود، مي نويسد؛ «سوررئاليسم موراويا با روايتگري شروع مي شود و ناگهان موقعيت ها تغيير مکان مي دهند، فضا به هم مي ريزد، انگار با افسانه روبه رو مي شوي چرا که شخصيت ها در عين واقعي بودن، غيرواقعي به نظر مي آيند و آنچه غيرواقعي است، واقعي. مفاهيم پيراندللويي، واقعيت و مجاز و فرويديسم مورد علاقه موراويا نمود پيدا مي کنند که با مانيفست سوررئاليسم آندره برتون ارتباطي ندارند.» گوساله دريايي را رضا قيصريه و هاله ناظمي ترجمه کرده اند.

    مثلاً ،برادرم

    پس از «اين سوي رودخانه ادر»که سال گذشته منتشر شد، محمود حسيني زاد امسال نيز ترجمه يي از يکي ديگر از نويسندگان آلماني ناشناخته در ايران را منتشر کرد. اين نويسنده اووه تيم بود که کتاب «مثلاً، برادرم»اش با طي مراحل قانوني و پس از خريداري امتياز ترجمه و نشر کتابش در ايران و با رعايت قانون کپي رايت توسط نشر افق منتشر شد. که اين اقدام خود غنيمتي است آن هم در شرايطي که هنوز نفس چاپ کتاب و وجود مولف هم با هزار اما و اگر روبه رو است. «مثلاً، برادرم» خاطرات اووه تيم از برادري است که در جنگ جهاني دوم کشته شده و راوي جز تصويري محو چيزي از او به ياد ندارد و آنچه از اين برادر براي راوي به جا مانده دفترچه خاطرات او، برخي اشياي به جا مانده و البته حافظه خانواده راوي است. اووه تيم در اين کتاب خاطره را بهانه يي کرده براي ترسيم دوران جنگ و تاثيرات آن بر آلمان پس از جنگ و جست وجوي ريشه هاي عقيدتي و اخلاقي که به جنگ و همه آن حوادث وحشتناک منجر شدند. خاطرات تيم از گذشته و برادر تقريباً هرگز نديده اش در هيچ کجاي کتاب لحني سوزناک و نوستالژيک پيدا نمي کنند. روايت او روايتي است مستند از وضعيتي هولناک که به صورتي تکه تکه ارائه مي شود. روايت اووه تيم ترکيبي است از تکه هاي به هم دوخته شده خاطرات مکتوب برادر مرده، مشاهدات مستقيم راوي از جنگ و حال و هواي پس از آن و خاطرات اعضاي خانواده و آنچه در اين مدت بر آنها رفته است.

    گداها هميشه با ما هستند

    از نويسندگاني که بي آنکه کتاب مستقلي از آنها ترجمه شود، در ايران شناخته شده اند يکي هم توبياس ولف امريکايي است که خوشبختانه امسال از او هم کتابي مستقل ترجمه و توسط نشر چشمه منتشر شد. اين کتاب «گداها هميشه با ما هستند»، است که با ترجمه منير شاخساري منتشر شده. توبياس ولف در کنار نويسندگاني چون ريموند کارور، جان چيور، جان آپدايک و چند تن ديگر جزء بهترين داستان کوتاه نويسان امريکايي است. از ولف هم مثل جان آپدايک پيش از اين تک داستان هايي به طور پراکنده منتشر شده بود. يکي از داستان هاي خواندني پيش از اين ترجمه شده از او داستان «آن ميلر ديگر» است که در مجموعه «لاتاري، چخوف و داستان هاي ديگر» با ترجمه جعفر مدرس صادقي منتشر شده است.«گداها هميشه با ما هستند» منتخب هفت داستان از توبياس ولف است. شخصيت هاي اصلي بسياري از داستان هاي ولف در اين مجموعه آدم هاي شکست خورده يي هستند که با محيط پيرامون دچار تعارض شده اند و توانايي برقراري ارتباط با اطرافيان را ندارند. تنش عنصر اصلي حاکم بر فضاي اين داستان هاست؛ تنشي که به ايجاد تکان ها و لرزه هايي در زندگي عادي و به ظاهر باثبات آدم هاي داستان منجر مي شود؛ تکان ها و لرزه هايي که اگر هم هميشه به فروپاشي زندگي نمي انجامند، دست کم ثبات آن را متزلزل مي کنند و گاه اين حقيقت را آشکار که اين ثبات از همان آغاز ثباتي خيالي بوده و در اصل ثباتي وجود نداشته که بخواهد متزلزل شود و آنچه هست، تصور کاذب اين ثبات است که آن هم در يک لحظه خاص داستاني متلاشي مي شود.

    رز گريه کرد

    «رز گريه کرد» مجموعه داستاني است از ويليام ترور که با ترجمه آذر عالي پور، توسط نشر افراز منتشر شده است. ويليام ترور يکي از بهترين نويسندگان معاصر ايرلند است. شخصيت هاي طرد شده و به حاشيه رانده اجتماع، شخصيت هاي اصلي بسياري از داستان هاي ترور هستند؛ شخصيت هايي که نوميدانه ميان شکست و افسردگي و ملال دست و پا مي زنند و اجتماع آنها را از خود رانده است. شايد داستان هاي ترور در نگاه اول براي خواننده يي که در اين سال ها به سبک و سياق داستان هاي کوتاه امريکايي عادت کرده، قدري غريب به نظر برسد چرا که ترور در داستان هايش سخت پايبند به مختصات فضايي است که اين قصه ها در آن شکل گرفته اند و از اين لحاظ نويسنده يي به تمام معنا ايرلندي است و در آثارش مناسبات و قواعد سخت و خشک و انعطاف ناپذير برخاسته از اخلاقيات کليساي کاتوليک و تاثير اين قواعد بر زندگي شخصيت هاي تباه شده اين آثار جايگاه ويژه يي دارد؛ همان قواعدي که روزگاري جويس بر آنها شوريده بود. از ترور پيش از اين رمان «تورگنيف خواني» با ترجمه الاهه دهنوي توسط انتشارات مرواريد منتشر شده بود که اين رمان هم امسال تجديد چاپ شد. «تورگنيف خواني» رماني است که ترور به خاطر آن نامزد جايزه بوکر شد. «رز گريه کرد» دومين کتاب منتشر شده ترور در ايران است. آذر عالي پور امسال علاوه بر اين مجموعه داستان ترجمه يي از بهترين داستان هاي کوتاه امريکايي را هم منتشر کرده است. اين مجموعه که «اشتياق» نام دارد، توسط نشر مرواريد منتشر شده است.

    نخستين عشق

    چرا گورکي و آن هم در اين روزگار؟ اين سوالي است که هر کسي بدون شک با ديدن کتاب «نخستين عشق» گورکي که اخيراً با ترجمه اميرهوشنگ افتخاري راد توسط نشر پايان منتشر شده، خواهد پرسيد. چنان که خود مترجم هم در پي نوشت مقدمه کتاب اين پرسش را مطرح کرده و در پاسخ، خواننده را به موخره خود بر اين ترجمه ارجاع داده است. «نخستين عشق» داستاني از تجربه نخستين عشق ماکسيم گورکي است با تمام خامي هاي خاص چنين عشقي. نويسنده در بازنمايي اين تجربه به دام احساساتي گري نيفتاده و با حفظ فاصله انتقادي راوي از گذشته يي که نخستين عشق اش متعلق به آن است، اين تجربه را به شيوه يي کم و بيش طنزآميز بازنمايي کرده به گونه يي که هر جا هم احساساتي شده، تصنعي بودن اين احساسات راهم عمداً به رخ کشيده است. چنان که خود روايتش را اين گونه آغاز مي کند؛ «در آن زمان دست تقدير نخستين عشق در زندگي ام را پيش پايم گذاشت. عشقي غم انگيز و در عين حال خنده دار.»

    معرکه

    پس از رمان هاي بلند «سفر به انتهاي شب»، «مرگ قسطي» و «دسته دلقک ها» که اولي با ترجمه فرهاد غبرايي و دو تاي ديگر با ترجمه مهدي سحابي منتشر شدند، امسال از اين نويسنده فرانسوي رمان کوتاه «معرکه» با ترجمه سميه نوروزي منتشر شد. حوادث «معرکه» به تمامي در يک شب در يک پادگان نظامي و وسط بوي اسب و اصطبل و کثافت و عربده ها و فحش هاي پادگاني مي گذرد. اسم شب گم شده است و تا پيدا شدن دوباره آن سربازها در اصطبل وسط اسب ها پنهان و تنگ هم فشرده شده اند. «معرکه» از نيمه هاي شب آغاز و با روشن شدن هوا تمام مي شود. درباره نام رمان مترجم در مقدمه اين طور توضيح داده است؛ «عنوان رمان casse-pipe همزمان چند معني را با خود يدک مي کشد. معني تحت اللفظي اين عنوان، چپق شکسته است، در زبان فرانسه براي تازه درگذشته به اصطلاح مي گويند چپقش شکست. سربازاني که به جنگ اعزام مي شدند نيز بين خودشان مي گفتند که به چپق شکني مي روند. در فرهنگ لغت هم اين عبارت به معناي جنگ آمده است. اما جالب آنکه در رمان، جنگي اتفاق نمي افتد. پس اسم اين رمان چيست؟ معرکه بهترين نامي است که مي شد بر اين اثر گذاشت، چرا که هم فضا فضاي جنگ است، هم سربازاني که مي خواهند به چپق شکني بروند، اعضاي اصلي اين رمان هستند و هم اتفاق ها و حوادث اثر به اين نام نزديک تر است.» مترجم در پي نوشت مقدمه اين را هم اضافه کرده که نام «معرکه» را از فرهنگ آثار که به سرپرستي رضا سيدحسيني منتشر شد، وام گرفته است. «معرکه» رماني است که در آن فضاي پادگاني به خوبي و با زباني که خاص سلين است، روايت شده. «معرکه» را نشر چشمه منتشر کرده است.

    زندگي اديبان آلماني زبان

    اين کتاب نه يک زندگينامه خشک بلکه مجموعه يي است از داستان هايي خواندني که در هر يک به برشي از زندگي يکي از اديبان سرشناس آلماني پرداخته شده است. نويسندگان اين کتاب فردريک هتمان، اينگريد روبلن و هارالد توندرن هستند. آنها در اين کتاب کوشيده اند با طرح داستاني از يکي از لحظه هاي زندگي هر نويسنده يا شاعر آلماني زبان، وجهي از پيچيدگي هاي دروني آنها و دغدغه هاي اصلي شان را آشکار کنند. مثلاً در بخش مربوط به زندگي کافکا، هارالد توندرن داستان برخورد کافکا و دورا ديامانت با دختربچه يي را روايت مي کند که به خاطر گم شدن عروسک اش گريه سر داده است. دورا مي کوشد به دختربچه کمک کند، اما اين کافکا است که با تراشيدن دليلي عجيب براي گم شدن عروسک، دختربچه را تسلي مي دهد. کافکا مي گويد عروسک دختربچه به سفر رفته و براي او نامه فرستاده است. بعد به دخترک قول مي دهد فردا نامه عروسک را به او نشان دهد. همين قضيه الهامي مي شود براي نوشته شدن داستان يک زن کوچک. گوته، شيلر، لسينگ، برشت، توماس مان، هاينريش فون کلايست، گئورگ بوشنر، آرتور شنيتسلر، هرمان هسه و گونتر گراس از جمله نويسندگان و شاعراني هستند که در اين کتاب شرح زندگي و داستان کوتاهي از لحظاتي از زندگي شان روايت شده است. با توجه به اينکه در سال هاي اخير آثار بسياري از نويسندگان آلماني زبان به فارسي ترجمه شده، اين کتاب مي تواند کتابي خواندني براي خواننده علاقه مند به اين نويسندگان باشد. در پايان هر بخش از اين کتاب مترجم اثري از نويسنده يا شاعري که داستان زندگي اش در آن بخش آمده را هم ترجمه کرده و به متن افزوده است تا خواننده با نويسنده يا شاعر مذکور بيشتر آشنا شود. «زندگي اديبان آلماني زبان» با ترجمه مهشيد ميرمعزي و توسط نشر افق منتشر شده است.

    بيژن و منيژه

    امسال برخلاف سال گذشته رمان ايراني بيشتر منتشر شد. اما از قديمي تر هاي اين عرصه چندان خبري نبود. که البته بخشي از اين غياب به ماندن کتاب هاي برخي از اين نويسندگان در وزارت ارشاد برمي گردد. از قديمي ترها تنها جعفر مدرس صادقي با رمان «بيژن و منيژه» در صحنه حضور داشت. «بيژن ومنيژه» مانند آثار پيشين مدرس صادقي، رماني است خوشخوان. ماجراي رمان حول مثلثي عشقي شکل گرفته است. سعيد و اردلان دو همبازي قديمي و هر دو عاشق بنفشه (هما) هستند؛ عاشق دختري که هر دو از دوران کودکي او را مي شناختند. مدرس صادقي در «بيژن و منيژه» بار ديگر سراغ طرح رابطه پدر و پسر رفته است يعني همان مقوله يي که در «گاوخوني» هم به آن پرداخته شده بود. ديگر شباهت اين رمان با «گاوخوني»، جايگاه مهم رودخانه در آن است. هرچند در «بيژن و منيژه» هم رودخانه با بار معنايي متفاوتي حضور دارد و هم رابطه پدر و پسر از همان جنسي نيست که در «گاوخوني» بود. مدرس صادقي نويسنده يي است که در آثارش همواره گذشته هم در معنايي تاريخي و هم در معنايي اسطوره يي با زمان حال گره مي خورد و البته در کنار همه اينها گذشته يي ديگر هم هست که گذشته خاص شخصيت هاي رمان است. «بيژن و منيژه» را نشر مرکز منتشر کرده است.

    کافه پيانو

    امسال «کافه پيانو» رماني بود که رکورد فروش رمان ايراني را شکست و ظاهراً نه فقط بين مخاطب عام که بين منتقدان نيز به رماني پرطرفدار تبديل شد که اول شدن آن در نظرسنجي روزنامه اعتماد از منتقدان و نويسندگان گواه اين مدعا است. «کافه پيانو» اولين رمان فرهاد جعفري است و توسط نشر چشمه منتشر شده است. راوي اين رمان مدير يک کافي شاپ است که آدم هاي مختلفي از هر سنخ و طبقه به آن رفت و آمد مي کنند. يک دليل پرطرفدار بودن «کافه پيانو» شايد نوع قضاوت هاي راوي و جذاب بودن اين قضاوت ها براي مخاطبي باشد که در مواجهه با «کافه پيانو» احساس مي کند راوي هرچند با صراحت در هر موردي نظر مي دهد اما چارچوب هاي متعارف مخاطب را با تعارضي جدي و بنيادين روبه رو نمي کند. اين دليل اصلي احساس امنيت مخاطب حين خواندن «کافه پيانو» و لذت بردن اش از اين رمان است. قضاوت هاي راوي «کافه پيانو» و طرز تلقي او از محيط اطرافش تهديدي عليه طرز تلقي مخاطب نيست. راوي کسي است که تفاوتي بنيادين با اکثريت پيرامون خود ندارد و به همين دليل به راحتي از سوي مخاطب پذيرفته مي شود.

    خاله بازي

    بعد از «بازي آخر بانو»، خاله بازي دومين رمان بلقيس سليماني است. سليماني در خاله بازي مساله عقيم بودن را مطرح کرده است. ناهيد شخصيت اصلي اين رمان زني نازا است که زني ديگر به زندگي اش پا مي گذارد. وقايع اين رمان در دهه 60 مي گذرد و اين بار هم مثل «بازي آخر بانو»، نويسنده فضاي سياسي - اجتماعي را به زندگي خصوصي شخصيت هاي رمانش پيوند زده است. رمان از منظر دو شخصيت اصلي آن يعني ناهيد و شوهرش مسعود روايت شده است. مسعود به دليل نازايي ناهيد با ستاره ازدواج کرده و ناهيد اين ازدواج را در ظاهر تاب آورده است. سليماني در «خاله بازي» کوشيده است از روابط بين ناهيد- سيما- مسعود به کل يک فرهنگ نقب بزند و تنش هاي برخاسته از يک وضعيت فرهنگي را آشکار کند؛ «وقتي تقريباً يک سال بعد به خواستگاري سيما رفتم و ستاره ماند و تاب آورد، فهميدم دکتر بهتر از من جامعه ايران را مي شناسد.»(ص 185) خاله بازي را نشر ققنوس منتشر کرده است. از سليماني سال گذشته مجموعه داستان بازي عروس و داماد منتشر شده بود که مجموعه يي بود در حال و هوايي متفاوت با رمان هاي «بازي آخر بانو» و «خاله بازي».

    رازي در کوچه ها

    چهارمين رمان فريبا وفي با عنوان «رازي در کوچه ها» تقريباً همزمان با «بيژن و منيژه» جعفر مدرس صادقي توسط نشر مرکز منتشر شد. وفي نويسنده يي است که آثارش همواره مورد توجه منتقدان و نويسندگان بوده است. ضمن اينکه چاپ متعدد کتاب هايش گواه استقبال مخاطبان غيرنويسنده به آثار او است. وفي يک بار با «پرنده من» جوايز گلشيري، مهرگان و يلدا را گرفت و بعد از آن موفقيتش در جايزه گلشيري را با رمان «روياي تبت» تکرار کرد.«رازي در کوچه ها» در محله يي کوچک مي گذرد؛ محله يي که شخصيت زن رمان بار ديگر پس از سال ها دوري به آن پا گذاشته است تا در روزهاي آخر زندگي پدر بيمارش در کنار او باشد. وفي در اين رمان نيز مثل آثار ديگرش با شمايل يک نويسنده رئاليست با سمت وسويي اجتماعي ظاهر شده است. «رازي در کوچه ها» رماني است که در آن نويسنده کوشيده است وضعيت پرتنش زن در جامعه يي مردسالار را نشان دهد.

    آواي نهنگ

    «آواي نهنگ» نام تازه ترين مجموعه داستان احمد بيگدلي است. بيگدلي که با چاپ «اندکي سايه» توجه منتقدان را به خود جلب کرد و جايزه کتاب سال جمهوري اسلامي را گرفت، اکنون «آواي نهنگ» اش روي پيشخوان کتابفروشي هاست. بيگدلي پيش از «آواي نهنگ» در سال گذشته مجموعه «آناي باغ سيب» را منتشر کرده بود که آن مجموعه در حال و هوايي متفاوت با «اندکي سايه» بود. «آواي نهنگ» را مي توان از جهاتي به مجموعه داستان قبلي بيگدلي شبيه دانست چون در بسياري از داستان هاي اين مجموعه هم، خود امر نوشتن به موضوع قصه بدل شده است. در قصه هاي بيگدلي، «نوشته» جايگاهي ويژه دارد. بيگدلي در برخي از اين قصه ها از شکل هاي بياني غيرداستاني مثل فرم مقاله استفاده کرده و گاه کوشيده است بين داستان خود و متن هاي ديگر رابطه يي مکالمه يي برقرار کند. راوي داستان هاي بيگدلي نويسنده يي است که خود توسط متن نگاشته مي شود. گاه اين راوي به درون تاريخ يا افسانه مي رود و گاه به درون موقعيت هايي از جنس ديگر. ويژگي داستان هاي بيگدلي حفظ عنصر روايتگري و داستانگويي در عين آزمودن شيوه هايي نامتعارف براي بازنمايي و روايت است. راوي گاه حين اين بازنمايي سر از يک نقاشي درمي آورد و گاه سر از دنياي افسانه و در همه اين وضعيت ها به سنت نقل و داستانگويي به شدت پايبند است. «آواي نهنگ» را نشر چشمه منتشر کرده است.

    کافه پري دريايي

    ميترا الياتي امسال پس از سال ها دومين مجموعه داستانش را با عنوان «کافه پري دريايي» منتشر کرد. مجموعه داستان قبلي او يعني «مادموازل کتي»-که با استقبال هم روبه رو شد- شش سال پيش منتشر شده بود. «کافه پري دريايي» مجموعه هشت قصه کوتاه از اين نويسنده است. قصه هاي کافه پري دريايي همگي قصه هايي خوشخوان هستند. از بهترين قصه هاي اين مجموعه خود قصه «کافه پري دريايي» است. الياتي در اين مجموعه به مضمون هاي اجتماعي در فضايي کاملاً رئاليستي پرداخته است. «خاطره سه شنبه برفي»، «نامه به يک دوست قديمي» و «زير باران» از جمله قصه هاي مجموعه «کافه پري دريايي» است. «کافه پري دريايي» را نشر چشمه منتشر کرده است.

    آنها چه کساني بودند؟،

    پس از مجموعه داستان «غريبه در بخار نمک» و رمان «مرده يي که حالش خوب است»، امسال سومين کتاب احمد آرام با عنوان «آنها چه کساني بودند؟،» منتشر شد. داستان هاي احمد آرام در اين مجموعه دو گونه اند؛ يکي داستان هايي که در آنها عناصر بومي غالب است و ديگري داستان هايي که ذهني تر هستند و به زمان و مکان مشخصي تعلق ندارند. ترکيب شکل هاي گوناگون روايي، حرکت در لايه هاي پنهان و تودرتوي ذهن و واقعيت بيروني، عناصر بومي و اسطوره يي و درآميختن کابوس و واقعيت ويژگي اصلي قصه هاي احمد آرام در مجموعه «آنها چه کساني بودند؟،» است و در کنار همه اينها بايد از طنزي ياد کرد که در برخي از اين قصه ها مثل قصه «نگاه گاو سهل الوصول به مينوتورهاي خاکستري»-که از بهترين قصه هاي اين مجموعه هم هست- نقشي پررنگ دارد. «آنها چه کساني بودند؟،» را نشر افق منتشر کرده است.

    نگران نباش

    دومين رمان و سومين کتاب مهسا محب علي با عنوان «نگران نباش» نشان از تغييري جدي در نحوه داستان پردازي نويسنده اش داشت. محب علي که پيش از اين مجموعه داستان هاي «صدا» و «عاشقيت در پاورقي» و رمان «نفرين خاکستري» را منتشر کرده بود، در «نگران نباش» نسلي بدون آرمان هاي بزرگ را در مقابل نسلي آرمان باخته قرار داده است. شخصيت اصلي اين رمان دختري است که روز زلزله از خانه بيرون مي زند و در حالي که همه چيز زير پايش مي لرزد، شهر را زير پا مي گذارد؛ شهري که همه از جمله ساقي هايي که قهرمان به دنبال آنهاست، دارند از آن مي گريزند و بچه هاي دبيرستاني مي خواهند آن را به تسخير خود درآورند. از ويژگي هاي اين رمان، روايتگري صريح آن است و همچنين کاربرد زبان و اصطلاحاتي در آن که تکيه کلام آدم هاي امروز است. «نگران نباش» را نشر چشمه منتشر کرده است.

    پري فراموشي

    بعد از مجموعه داستان «ساراي همه»، رمان «پري فراموشي» دومين کتاب فرشته احمدي است. راوي «پري فراموشي» دختري است در تعارض با محيط پيرامون و به ويژه با دنياي خشک و بسته مادر که با وسواسي بيمارگونه مي کوشد همه چيز را تحت اصول سفت و سخت خود کنترل کند. مکانيسم راوي براي مقابله با دنياي واقعي پيرامون اش توسل به قدرت فانتزي است. او همه چيز را در فانتزي هايي که به عنوان مابه ازاي واقعيت مي سازد، تغيير شکل مي دهد و به شکل دلخواه خود درمي آورد. او در نظم نمادين اطراف خود عنصري ناکارآمد به شمار مي آيد و همين ناکارآمد بودنش ابزاري است که ناخودآگاه او براي مقابله با وضع موجود به کار مي گيرد. خيال براي راوي عاملي است که فاصله او را از ديگران حفظ مي کند و نمي گذارد اين فاصله به هم بخورد. او حتي به کمک همين عنصر خيال از معشوق واقعي اش نسخه بدلي فانتزي ساخته است؛ نسخه بدلي که در اوايل رمان گاه به مراتب واقعي تر از واقعيت معشوق به نظر مي رسد. «پري فراموشي» اولين رمان فرشته احمدي و توسط نشر ققنوس منتشر شده است.

    برف و سمفوني ابري

    پس از مجموعه جيب هاي باراني ات را بگرد، «برف و سمفوني ابري» دومين مجموعه داستان پيمان اسماعيلي است که توسط نشر چشمه منتشر شده است. «برف و سمفوني ابري» شامل هفت داستان است که همگي در فضاهايي غريب مي گذرند. شخصيت هاي برخي از اين داستان ها آدم هايي مرکز نشين هستند که به نقاطي مرزي کشانده شده و در آنجا با حوادث غريبي روبه رو مي شوند. باورهاي خرافي در اين داستان ها نقشي پررنگ در پيرنگ داستان دارند. داستان هاي اسماعيلي در اين مجموعه داستان هايي حادثه محور هستند و موقعيت و حادثه در اين داستان ها بر شخصيت پردازي غالب است. مکان هاي اين داستان ها -حتي آشناترين اين مکان ها در قصه يي مثل يک هفته خواب کامل- همگي مکان هايي هراس انگيز و وهمناک اند. «ميان حفره هاي خالي»، «مرض حيوان» و «لحظات 11گانه سليمان» از بهترين داستان هاي مجموعه «برف و سمفوني ابري» هستند.

    آن جا که پنچرگيري ها تمام مي شوند

    از حامد حبيبي پيش از اين مجموعه داستان «ماه و مس»را خوانده بوديم. «آن جا که پنچرگيري ها تمام مي شوند» دومين مجموعه داستان او است که توسط نشر ققنوس منتشر شده است. حامد حبيبي نويسنده يي است که از دل مناسبات واقعي و روزمره طنز و فانتزي بيرون مي کشد و مي کوشد با برخوردي بازيگوشانه با واقعيت روي ديگر آن را آشکار کند و مناسبات روزمره و اداري و خانوادگي و گاه دوستانه را دست بيندازد. گاه در اين داستان ها يک اتفاق کوچک و به ظاهر بي اهميت ناگهان به بحراني جدي بدل مي شود. مثل حفره داخل کمد در داستان «اشکاف» که از بهترين داستان هاي اين مجموعه است يا شوخي کارمندان اداره در داستان «شوخي» که ناگهان کل نظم زماني را به هم مي ريزد. در پشت تمام شوخي هاي اين داستان ها يک جور حس ترس و ناامني وجود دارد همين ويژگي گاه طنز داستان ها را به طنزي تلخ و سياه بدل مي کند که يکي از نمونه هايش داستان شکار است.

    مرگ بازي

    اولين مجموعه داستان پدرام رضايي زاده همان طور که از نامش پيدا است، مجموعه يي است که در آن مرگ به بازي گرفته شده و دستمايه شوخي قرار گرفته است. رضايي زاده در اين مجموعه به مرگ نه به مثابه عنصري خارجي که به صورت قدرتي نگاه کرده که در تمام لحظات زندگي روزمره حضور دارد. او با احضار مرگ به درون زندگي روزمره کوشيده است زوايايي از اين مقوله هراسناک را نشان دهد که در روايت هايي که در آنها هراس از مرگ غالب است، ناشناخته مي ماندند چرا که در آن روايت ها مرگ هميشه در جايگاهي برتر ايستاده بوده است. مجموعه داستان رضايي زاده را مي توان برخوردي با مرگ به شمار آورد که مختص شرايط و دوراني است که در آن نسلي که نويسنده «مرگ بازي» متعلق به آن است، به دليل تجربه يي متفاوت با تجربه نسل قبل از خود نگاهش به مقوله هايي مثل عشق و مرگ و روايتش از آنها تغيير کرده است. بيهوده نيست که در مجموعه «مرگ بازي» حتي فرشته مرگ هم ابهت خود را از دست مي دهد و روزمره مي شود و از جايگاه دست نيافتني خود پايين مي آيد و ملموس مي شود. «مرگ بازي» را نشر چشمه منتشر کرده است.

    خنده را از من بگير

    از رمان هاي خواندني امسال يکي هم رمان «خنده را از من بگير» جواد ماه زاده است؛ رماني که در آن سرگذشت آدم هايي روايت شده است که نوجواني شان را در دوران جنگ و ميان موشک باران شهرها گذرانده اند. «خنده را از من بگير» رماني است درباره زندگي روزمره در دوران جنگ و نمادهاي فرهنگي و اجتماعي خاص آن دوران. در اين رمان سرگرمي ها، ترس ها، بازي ها و دلواپسي ها همگي مهر آن سال هايي را بر پيشاني دارند که داستان در آن اتفاق مي افتد و در کنار همه اينها آنچه اين رمان را به رماني خواندني بدل مي کند، زبان طنزآميز و فضاي بازيگوشانه آن است. «خنده را از من بگير» را انتشارات هيلا منتشر کرده است.

    کتاب هاي لغو مجوز شده در سال 87
    و باد آنها را برد...
    مريم مهتدي

    در سال 87 تعداد زيادي از رمان ها و مجموعه داستان ها لغو مجوز شدند؛ آثاري پر مخاطب که برخي از آنها جوايز معتبر ادبي را به دست آوردند که شايد بتوان استقبال وسيع از اين آثار را يکي از دلايل اداره کتاب براي بررسي مجدد آنها دانست. علاوه بر اين نکته، به نظر مي رسد اداره کتاب تصميم دارد اغلب کتاب هاي پر مخاطبي که در دولت پيش مجوز انتشار گرفته اند، مجدداً براي چاپ هاي بعدي بررسي کند. «ده جستار داستان نويسي»، «سالمرگي»، «عقرب روي پله هاي راه آهن انديمشک...»، «خاطره دلبرکان غمگين من»، «اتاقي از آن خود» و «دل تاريکي» برخي از اين کتاب ها هستند.

    «ده جستار داستان نويسي»، حسين سناپور

    در «ده جستار داستان نويسي» بحث هايي مثل داستان گوتيک، چگونگي شيء شدن اجزا و خود داستان، برعکس بودن شيوه روايت با موضوع آن، تعريف نکته هايي مثل گره افکن و گره گشا و نسبت ميان آنها، شيوه همينگوي و مقايسه آن با شيوه کارور با نگاهي جزيي نگر و با زبان ساده بيان شده اند. ده جستار داستان نويسي را نخستين بار نشر چشمه در سال 83 چاپ کرد. حسين سناپور درباره لغو مجوز اين کتاب مي گويد؛ بعد از تمام شدن چاپ دوم اين کتاب، ارشاد مجوز چاپ آن را گرفت و درخواست ناشر براي مجوز چاپ سوم آن تا الان بي جواب مانده. به نظر من اين کتاب چون مجموعه مقالات آموزشي درباره داستان نويسي ا ست، نبايد مشکلي داشته باشد و فکر مي کنم چون اجازه چاپ نخست آن در اين دولت داده نشده، مجوز را لغو کرده اند که دوباره بررسي کنند. اين کار بيهوده يي است و قاعدتاً بايد بنا را بر اعتماد به همکاران شان در دوره قبلي بگذارند اما ظاهراً بنا بر بي اعتمادي است و جز اينکه هزينه يي براي خودشان، ناشر و نويسنده داشته باشد، سودي نخواهد داشت،

    «سالمرگي»، اصغر الهي

    سالمرگي روايت خاصي از زندگي و مرگ است که شيوه روايي خاصي دارد. تمام داستان را راوي اول شخصي روايت مي کند اما اين راوي اول شخص مرتب تغيير مي کند و هرکدام از شخصيت هاي داستان، ماجرا را از چشم خود مي بينند و به خواننده منتقل مي کنند. سالمرگي با مرگ شروع مي شود و در يک برش زماني به گذشته و زندگي مي رسد تا دوباره مرگ ديگري آغاز شود و اين دايره هر بار تکرار مي شود. مجوز انتشار اين کتاب نيز در اواخر سال 86 لغو شد که خبر آن در زمان نمايشگاه کتاب سال 87 اعلام شد.

    «عقرب روي پله هاي راه آهن انديمشک

    لغو مجوز انتشار رمان «عقرب روي پله هاي...» بسياري از مخاطبان را شگفت زده کرد. اين رمان روايت شخصي نويسنده از جنگ است که جايزه بهترين رمان اول جايزه گلشيري و جايزه ادبيات متفاوت (واو) را در سال 86 به دست آ ورد. آبکنار در گفت و گوي چندين ماه پيشش با «کارگزاران» در اين باره گفت؛ من شاکي ام. من به عنوان سرباز در دوران خدمت، اجباري به جنگ رفتم و نه داوطلبانه، اما حالا که رفته ام و جنگ را تجربه کرده ام از آنها مي پرسم چرا نمي گذارند روايت فردي خودم را بگويم؟ تجربه ملموسم را. چرا تحمل نداريد روايت شخصي من را بشنويد؟ «عقرب...» نگاه من است به جنگ. بايد حذف شود؟ من در موقعيتي قرار گرفته ام و چيزهايي را ديده ام، آيا بايد وانمود کنم همان هايي را ديده ام که ديگران مي گويند يا ديده اند؟ من نمي توانم دروغ بگويم،

    «خاطره دلبرکان غمگين من»، گابريل گارسيا مارکز

    خاطره دلبرکان غمگين من شرح ماجراهاي يک سالي است که طي آن روزنامه نگار سالخورده تلخ ترين عذاب ها را تاب مي آورد تا به دلپذيرترين شادکامي ها برسد و عشق ناب و پاک و بي چشمداشت را به مثابه والاترين موهبت کهنسالي از آن خود کند. مارکز نوشتن اين کتاب را در مه 2004 به پايان رسانده که نشر نيلوفر آن را با ترجمه کاوه مير عباسي منتشر کرد و استقبال از آن به حدي بود که در چند هفته نزديک پنج هزار نسخه از آن فروش رفت. آخرين رمان مارکز به فاصله کوتاهي از انتشار نخستين چاپش، لغو مجوز شد و همين اتفاق در آن زمان حاشيه هاي زيادي به دنبال داشت.

    «اتاقي از آن خود»، ويرجينيا وولف، ترجمه صفورا نور بخش

    ويرجينيا وولف به خاطر نوشتن مقاله داستاني «اتاقي از آن خود» تبديل به يکي از مهم ترين فمينيست هاي قرن بيستم شد. او معتقد بود هر زن براي نوشتن احتياج به يک اتاق و 500 پوند درآمد ماهانه دارد تا بتواند با خيال راحت بنويسد. وولف در اين کتاب زندگي خود را از گذشته تا حال روايت مي کند و حقوق زن هاي امروزي را به آنها يادآوري مي کند؛ حقوق ساده يي که گاه فراموش مي شوند. او در اين کتاب تاريخ ادبيات زنان، تاثير و سبک ارزش هاي مردانه در نوشته هاي زنان و خشم و نفرت و مخاطرات آن را بررسي مي کند. اتاقي از آن خود، با نثري مدرن با محوريت زن و تبعيض جنسيتي روايت مي شود. اين کتاب که نشر نيلوفر آن را منتشر کرده، بعد از به پايان رسيدن چاپ سومش، مجوز انتشارش لغو شد.

    «دل تاريکي»، جوزف کنراد، ترجمه صالح حسيني

    جوزف کنراد نويسنده لهستاني به اعتقاد برخي منتقدان پدر رمان نويسي قرن بيستم در انگلستان به حساب مي آيد. دل تاريکي رماني ماندگار است که در تمام اين سال ها کارگردان هاي بسياري در فکر اقتباس از آن بوده اند. اين رمان سرشار از توصيف هاي زيباست که در کنار احساس هاي ناب انساني که در آن وجود دارد، خواننده را با خود همراه مي کند. مجوز انتشار اين کتاب نيز همزمان با اتمام چاپ سوم آن باطل شد.

  2. #2
    همکار پرشین تیم سیب سبز آواتار ها
    تاریخ عضویت
    Apr 2009
    محل سکونت
    کره خاکی
    نوشته ها
    3,059
    سپاس ها
    2,548
    سپاس شده 4,718 در 2,171 پست

    پاسخ : مروري بر مهم ترين آثار داستاني منتشر شده در سال 87

    از بين اينهمه كتاب متاسفانه من فقط 2 تا را خوندم
    1- كافه پيانو
    2-خاطرات دلبركان (نسخه اينترنتيشو البته)
    شما چطور؟

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

Members who have read this thread since 10-11-2014, 07:29 PM : 0

(View-Readers)  (Set Date)  (Clear Date)

هیچ نامی برای نمایش وجود ندارد

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •